پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰۲

از غمره تو ترک کند کسب رهزنی

زلفت به بت فکنده لباس برهمنی

زلفت به پیش خط تو خم گشته آنچنانک

خیره بتو جوان نگرد پیر منحنی

کبر و منی زسر بهل از خود سبک برآی

کازما و و من برون کندت رطل یکمنی

ابرو کمان و زلف کمند و مژه چو تیر

اسباب تست جمع پی صید افکنی ‏

از بیم تیر غمزه جوشن شکاف تو

داود وار خط برخت کرده جوشنی

سنگین دلان زتیر نگاهت به بیم از آن

در سنگ خاره کند تیر آهنی

ای عشق ریشه کن چه سپر پیشت آورم

صبر ار بود چو کوه زجایش تو بر کنی

جامی بده زمیکده حب مرتضی

کاشفته را رها کند از دنیی دنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰۴دوشم اسباب طرب جمله مهیا بودی
  2. شمارهٔ ۱۱۰۵به خویشتن ز چه بستی دلا تو تهمت هستی؟
  3. شمارهٔ ۱۱۰۶ساقی بده شراب که دارم بشارتی
  4. شمارهٔ ۱۱۰۷ای سرو نورسیده زگلزار کیستی
  5. شمارهٔ ۱۱۰۸دام به راه می‌نهی طره کمند می‌کنی
  6. شمارهٔ ۱۱۰۹طبیبا مرا کشت درد نهانی
  7. شمارهٔ ۱۱۱۰سرا پا حیرتم موسی صفت در تیه حیرانی
  8. شمارهٔ ۱۱۱۱بکن آن باده رنگین به ایاغم ساقی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.