پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰۷

ای سرو نورسیده زگلزار کیستی

دل میبری زخلق و دل آزار کیستی

ای زلف سرنگون شده ی همچو بخت من

ای پرچم بلند نگونسار کیستی

ای باغ ارغوان و سمن جلوه ی زناز

پرده بهل بگو که سمن زار کیستی

ای عندلیب باغ گلت میکند سفر

در این چمن بگو که گرفتار کیستی

دم میزند زیاری تو هر که را دلیست

در این میانه راست بگو یار کیستی

هر جا دلیست بسمل تیر نگاه تست

ای ترک جان شکار تو خونخوار کیستی

بر هر پرتو نامه خونین عاشقیست

ای نامه بر کبوتر طیار کیستی

یوسف وشان شهر ببازار جلوه گر

بی سیم و زر دلا تو خریدار کیستی

سرو من و تو هر دو بگلزار می چمند

زین دو تذرو بنده رفتار کیستی

همخانه با تو دلبر و همکاسه با تو یار

در شهر گو دلا تو طلبکار کیستی

آشفته وار جمله جهانت بجان غلام

از این همه غلام نگهدار کیستی

ای مسند خلافت ای عرش معنوی

غیر از علی بگو تو سزاوار کیستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰۹طبیبا مرا کشت درد نهانی
  2. شمارهٔ ۱۱۱۰سرا پا حیرتم موسی صفت در تیه حیرانی
  3. شمارهٔ ۱۱۱۱بکن آن باده رنگین به ایاغم ساقی
  4. شمارهٔ ۱۱۱۲ای که از وهم مبرایی و بیرون ز صفاتی
  5. شمارهٔ ۱۱۱۳نمی‌گویم گلی کز لطف عارض گلستانستی
  6. شمارهٔ ۱۱۱۴از چه ای عشق تو در سینه ما جا کردی
  7. شمارهٔ ۱۱۱۵اول ای عشق گمانم که تو سودا بودی
  8. شمارهٔ ۱۱۱۶ای ترک ندانم زچه خیل و چه سپاهی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.