پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱۲

ای که از وهم مبرایی و بیرون ز صفاتی

همه فرعند و تو اصلی همه وصفند و تو ذاتی

همه را رنگ و نشان است و تو بی‌رنگ و نشانی

هرچه دارد جهتی لیک تو بیرون ز جهاتی

رهروان گمشده در راه و تو آن کعبه‌نهانی

تشنگان مرده در این بادیه تو آب فراتی

قدسیان را به شب و روز بود ذکری و وردی

من به وصف رخ و زلفت به عِشیٰ و و غَداتی

به شب کور چه حاجت بسم آن تاری هجران

بنشان آتش دوزخ فکفانی جمراتی

در شب هجر به بالین من ای مرگ چه آیی

درگذر ای ملک‌الموت فهذا سکراتی

هجر و وصل تو بود موت و حیات من عاشق

من به این معتقدم ذٰلِک مَحیا و مَماتی

همه را وفت نماز است رخ عجز به کعبه

کوی تو قبله من ذالک نسکی و صلواتی

در دیگر مزن آشفته عبث راه مگردان

جز در پیر خرابات مجو راه نجاتی

گنه هردو جهان کرده‌ام و روی‌سیاهم

به جز از حب علی نیست به دفتر حسناتی

خازن گنج حقیقت تویی و مخزن حکمت

بده ای شاه نجف بر من بی‌مایه براتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱۴از چه ای عشق تو در سینه ما جا کردی
  2. شمارهٔ ۱۱۱۵اول ای عشق گمانم که تو سودا بودی
  3. شمارهٔ ۱۱۱۶ای ترک ندانم زچه خیل و چه سپاهی
  4. شمارهٔ ۱۱۱۷سلطانم ار بسازم زآن خاک در کلاهی
  5. شمارهٔ ۱۱۱۸این چه روی است که تو ای بت ترسا داری؟
  6. شمارهٔ ۱۱۱۹اگر بمحفل مستان شبی کنند سماعی
  7. شمارهٔ ۱۱۲۰ببینمت که در پی آزردن منی
  8. شمارهٔ ۱۱۲۱صبح عید است شبی کز در من بازآئی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.