پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲۰

ببینمت که در پی آزردن منی

تیغت بدست و بر سر عاشق نمیزنی

مستغنی است حسن تو از وصف این و آن

خورشید خود دلیل خود آمد بروشنی

در راه باد زلف پریشان چه میکنی

دلهای خستگان زچه هر سو پراکنی

روزی گذر بکشته بیحاصلان بکن

کاندوختیم بشوق تو ای برق خرمنی

من برکنم دل از رطب وصل تو مگر

کز باغ دهر نخل وجودم تو برکنی

لبریز شیشه ایست دل از مهر تو ولی

اصرار میکنی تو که این شیشه بشکنی

خرقه بمی بشستم و رفتم بخانقاه

شیخم زدر براند که آلوده دامنی

آلوده ای تو دست نگارین بخون غیر

با دوستان مشفق داری چه دشمنی

روئین تنت به تیر نظر پایدار نیست

دیبا چگونه تابد با تیره آهنی

چون گوی میرود سرما از قفای تو

شاید گرش بحلقه چوگان در افکنی

آشفته سر بکوی مغان نه که میکند

عرش برین بخاک در او فروتنی

خاک نجف سرای علی عرش معنوی

کاندر هوای او نسزد مائی و منی

دیر مغان اهل حقیقت که اندر او

پیغمبران گرفته مکان بهر ایمنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲۲حاجتی هست مرا با تو اگر عذر نیاری
  2. شمارهٔ ۱۱۲۳ای دفتر نکوئی تو نقش دلپذیری
  3. شمارهٔ ۱۱۲۴ای که سر تا قدم آمیخته از مهر وفائی
  4. شمارهٔ ۱۱۲۵سرو چو نخل قامتت سر نزد چنین سهی
  5. شمارهٔ ۱۱۲۶عرش بر آستان او پست بود زکوتهی
  6. شمارهٔ ۱۱۲۷چرا بدست نگارین تو چهره میپوشی
  7. شمارهٔ ۱۱۲۸وقت آنست که پاکوبی و می نوش کنی
  8. شمارهٔ ۱۱۲۹سوختم کس نه دود دید و نه بوی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.