پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲۹

سوختم کس نه دود دید و نه بوی

پیش خامان حدیث پخته مگوی

میل شیرین زبانی دشمن

نکنم گرچه دوست شد بدخوی

صبری ایشیخ بادیه فرسا

خانه دل چو هست کعبه مجوی

تشنه در احتمال آب بمرد

جاری آب فرات اندر جوی

رندی و زهد و عشق و حکمت و دین

آب و آتش شمار و سنگ و سبوی

نبود درس عشق در دفتر

گو بیا این ورق در آب بشوی

روزی ای شهسوار عرصه حسن

پیش چوگانت اوفتم چون گوی

عارفان در سماع روحانی

صوفیان در طلب بها یا هوی

بکنی ذکر آن لب آشفته

بذله های لطیف و نغز بگوی

چون نویسی مدیح حیدر را

مشک از کلک تو بگیرد بوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳۱بر دم تیغ کجت سر بنهم از خوشی
  2. شمارهٔ ۱۱۳۲به شهر مصر از خجلت ببندد دکه حلوایی
  3. شمارهٔ ۱۱۳۳صبا از بلبل دور از دیار زار گمنامی
  4. شمارهٔ ۱۱۳۴اگر زروی نگارین تو پرده برداری
  5. شمارهٔ ۱۱۳۵جز حسن دیده دیده در روی تو کمالی
  6. شمارهٔ ۱۱۳۶آفت عرصه خاکی و مه افلاکی
  7. شمارهٔ ۱۱۳۷گو چه کم آیدت زسلطانی
  8. شمارهٔ ۱۱۳۸چرا ای دل وفا با آن بت پیمان شکن کردی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.