پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳۰

مخمور سروریم کجائی می غم های

مردیم بامید وفا جور و ستم های

گر رشحه باران نبود شعله برقی

از من مگذر غافل ای ابر کرم های

لبریز چو شد ساغر چه درد و چه صافی

شکوه مکن از ساقی از بیش و زکم های

مگذار که سوزم دو جهان سوزش آهی

یکدم مژه برهم منه ای دیده نم های

آسودگی ایدل همه در نیستی آمد

تا بود که بیاسائیم ای خواب عدم های

رخساره ما سیم بود اشک زر سرخ

ما را به چه کار آئی دینار و درم های

بی ساز و نوا جمله برقصند حریفان

مطرب چه کشی نغمه از زیر و بم های

بگذار دم باقی و بنگر رخ ساقی

جامی بکش و قصه مخوان از کی و جم های

هم کاش گشایند در دیر که نگشود

یکدم دلم آشفته از طوف حرم های

آن دیر مغان مهبط انوار الهی

گنجینه اسرار خدا کان کرم های

ای شیر خدا شرک گرفته است جهانرا

وقتست که بیرون بکشی تیغ دو دم های

گر مصلحت وقت نباشد که کشتی تیغ

امداد بفرما بشه ملک عجم های

تا طمعه شمشیر کند اهل ضلالت

وز عدل نماند بجهان نام ستم های

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳۲به شهر مصر از خجلت ببندد دکه حلوایی
  2. شمارهٔ ۱۱۳۳صبا از بلبل دور از دیار زار گمنامی
  3. شمارهٔ ۱۱۳۴اگر زروی نگارین تو پرده برداری
  4. شمارهٔ ۱۱۳۵جز حسن دیده دیده در روی تو کمالی
  5. شمارهٔ ۱۱۳۶آفت عرصه خاکی و مه افلاکی
  6. شمارهٔ ۱۱۳۷گو چه کم آیدت زسلطانی
  7. شمارهٔ ۱۱۳۸چرا ای دل وفا با آن بت پیمان شکن کردی
  8. شمارهٔ ۱۱۳۹به هواست برق امشب بطلب پریّ و بالی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.