پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳۱

بر دم تیغ کجت سر بنهم از خوشی

تا مگر از مکرمت دست بخونم کشی

بلبل اگر بر گلی نغمه سرا شد بباغ

روی تو گر بنگرد پیشه کند خامشی

دزد بود هوشیار در گذر کاروان

چشم تو ره میزند با همه بیهشی

از پی صید وحوش دام فکنده به ره

مرغ دلم میپرد تا تو بدامش کشی

در چمن ای شاخ گل با قد رعنا بچم

تا نکند سروناز دعوی گردن کشی

در بر روی تو گل پرده خود میدرد

پیش لبت غنچه را پیشه بود خامشی

شایدت آشفته وار حال دگرگون شود

از کف ساقی ما گر قدحی در کشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳۳صبا از بلبل دور از دیار زار گمنامی
  2. شمارهٔ ۱۱۳۴اگر زروی نگارین تو پرده برداری
  3. شمارهٔ ۱۱۳۵جز حسن دیده دیده در روی تو کمالی
  4. شمارهٔ ۱۱۳۶آفت عرصه خاکی و مه افلاکی
  5. شمارهٔ ۱۱۳۷گو چه کم آیدت زسلطانی
  6. شمارهٔ ۱۱۳۸چرا ای دل وفا با آن بت پیمان شکن کردی
  7. شمارهٔ ۱۱۳۹به هواست برق امشب بطلب پریّ و بالی
  8. شمارهٔ ۱۱۴۰در عاشقی گشتم زبون ای کاش دل خون می‌شدی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.