پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲۶

عرش بر آستان او پست بود زکوتهی

آنکه گدای کوی او دست فشاند بر شهی

ماه سپهر آگهی مایه کسوت و مهی

شیر خدا علی کز او دین بگرفت فربهی

ای آنکه همچو جان بتن عاشق اندری

چون مردمک به پیش دو چشمم مصوری

ای عشق رتبه تو نیاید بوهم کس

کز هر چه وهم کرده قیاسش تو برتری

انسان پری نزاید و حوری نیاورد

تا کس گمان برد که تو حوری و یا پری

نه ماه عنبر آرد و نه آفتاب مشک

ای زلف خود چو مشکی ایخط چو عنبری

گر کشتگان بداوری آیند روز حشر

من دم فروکشم که تو آنروز داوری

تو گنج حسن داری و من چون گدای عید

دریوزه میکنم که تو میر توانگری

از ما دریغ آن لب همچون رطب مکن

تا چون خضر زنخل جوانیت برخوری

سرهای سروران همه بردی بصولجان

باشد از این میان من درویش را سری

حکم قضا روان چو تو او را مؤیدی

تقدیر قادر است که یارا تو یاوری

آشفته ذره ای که کنی وصف آفتاب

در مدح مرتضی همه عمر ار به سر بری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲۸وقت آنست که پاکوبی و می نوش کنی
  2. شمارهٔ ۱۱۲۹سوختم کس نه دود دید و نه بوی
  3. شمارهٔ ۱۱۳۰مخمور سروریم کجائی می غم های
  4. شمارهٔ ۱۱۳۱بر دم تیغ کجت سر بنهم از خوشی
  5. شمارهٔ ۱۱۳۲به شهر مصر از خجلت ببندد دکه حلوایی
  6. شمارهٔ ۱۱۳۳صبا از بلبل دور از دیار زار گمنامی
  7. شمارهٔ ۱۱۳۴اگر زروی نگارین تو پرده برداری
  8. شمارهٔ ۱۱۳۵جز حسن دیده دیده در روی تو کمالی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.