پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱۶

ای ترک ندانم زچه خیل و چه سپاهی

دانم که تو بر خیل نکویان همه شاهی

ترکان جهان لشکر و بر جمله امیری

خوبان همه سیاره تو بی پرده چو ماهی

تو یوسفی و چاه نهفتی بزنخدان

یوسف بره مصر گر افتاده بچاهی

ای قبه خرگاه تو برتر زمه و مهر

هندوی فلک کیست بخیل تو سیاهی

این خاک غم انگیز بود تربت عشاق

کش نیست بجز لاله در این دشت گیاهی

شاید که براهی گذری ای بت طناز

هر روزه نشینم بامید تو براهی

پاداش وفا خون من خسته خورد دوست

عشاق جز این جرم ندارند گناهی

در هجر ووصال تو تن از ضعف و زقوت

گاهی بودم کوه و شود کوه چو کاهی

از لطمه هجر تو بچشم من و جسمم

نه مانده نم اشکی و نه قوت آهی

آشفته بلا میرم و این شهر خرابست

جز کوی خرابات نداریم پناهی

ای سرور آفاق علی میر ولایت

کاسلام مرا حب تو بوده است گواهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱۸این چه روی است که تو ای بت ترسا داری؟
  2. شمارهٔ ۱۱۱۹اگر بمحفل مستان شبی کنند سماعی
  3. شمارهٔ ۱۱۲۰ببینمت که در پی آزردن منی
  4. شمارهٔ ۱۱۲۱صبح عید است شبی کز در من بازآئی
  5. شمارهٔ ۱۱۲۲حاجتی هست مرا با تو اگر عذر نیاری
  6. شمارهٔ ۱۱۲۳ای دفتر نکوئی تو نقش دلپذیری
  7. شمارهٔ ۱۱۲۴ای که سر تا قدم آمیخته از مهر وفائی
  8. شمارهٔ ۱۱۲۵سرو چو نخل قامتت سر نزد چنین سهی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.