پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱۸

این چه روی است که تو ای بت ترسا داری؟

بت و آتشکده محراب و کلیسا داری

گر بهشتی ز چه هندو بچه داری به کنار

ور کنشتی ز چه محراب و مصلی داری؟

تو اگر کعبه‌ای ای زلف به بت سجده مکن

ور بتی ای رخ در کعبه چه مأوا داری؟

می‌کشی از خط مشکین رقمی بر گل تر

تا که بر خون که از غالیه طغرا داری

من گرفتم که بسوزی تو به یک جلوه ز دوست

تو که پروانه‌ای از شمع چه پروا داری؟

گر بود عشق چه فرقت ز بهار و ز خزان

بلبل از رفتن گل بهر چه غوغا داری؟

نظمت آشفته پریشان بود و شورانگیز

سر سودای که برگو به سویدا داری؟

غم بی‌سیم و زری از چه خوری ای درویش

تو که در هردو جهان تکیه به مولا داری؟

از گناه دو جهانت چه غم و بی‌عملی

تو که بر حیدر و اولاد تولا داری؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲۰ببینمت که در پی آزردن منی
  2. شمارهٔ ۱۱۲۱صبح عید است شبی کز در من بازآئی
  3. شمارهٔ ۱۱۲۲حاجتی هست مرا با تو اگر عذر نیاری
  4. شمارهٔ ۱۱۲۳ای دفتر نکوئی تو نقش دلپذیری
  5. شمارهٔ ۱۱۲۴ای که سر تا قدم آمیخته از مهر وفائی
  6. شمارهٔ ۱۱۲۵سرو چو نخل قامتت سر نزد چنین سهی
  7. شمارهٔ ۱۱۲۶عرش بر آستان او پست بود زکوتهی
  8. شمارهٔ ۱۱۲۷چرا بدست نگارین تو چهره میپوشی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.