پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹۰

آن دل که در او باشد از عشق تو آزاری

حاشا که کشد آزار هرگز زدل آزاری

تا هست وفا کارت دلبر کند آزادت

تا از تو کشم آزار جز این نکنم کاری

گر جمله جهان یارند در چشم من اغیارند

یاران دیگر مارند جز تو نبود باری

از ساحت گلزارت چون دورم مهجورم

در پای دلم ایکاش زآن باغ خلد خاری

رستم زبت زنار تسبیح زکف دادم

بر گردن جان بستم از زلف تو زناری

در هر جسدی جانی پیدائی و پنهانی

امکان همه خارستان در خار تو گلزاری

گر گرد جهان گردند چون چرخ کجا جویند

یک دلشده ی چون من یک همچو تو دلداری

گلچین بهوای گلاز خار نپرهیزد

با یاد تو چون یاری سازم بهر اغیاری

از پرده دری عشق شد سر حقیقت فاش

عشاق باین پاداش هر یک بسر داری

کی همچو سمندر کس بر آتش تو بنشست

هر چند در این دعوی برخاسته بسیاری

آشفته زاسرارت آگاه نخواهد شد

در پرده سر حق چون محرم اسراری

تو جان عزیزستی بیمانه من مسکین

در مصر درون ما تو یوسف بازاری

در خیل سگان تو ای شیر حق افتادم

شاید زکرم ما را زین سلسله بشماری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹۲کیست که آرد  آگهی باز ز ماه خرگهی
  2. شمارهٔ ۱۰۹۳برق سانم زدیده میگذری
  3. شمارهٔ ۱۰۹۴شب وصل است ای عاشق بپای دوست کن جانی
  4. شمارهٔ ۱۰۹۵شبی به خواب بدیدم که رو به من داری
  5. شمارهٔ ۱۰۹۶بچم ای نهال نورس که زحسن بارداری
  6. شمارهٔ ۱۰۹۷بجلوه های نهان شاهدان روحانی
  7. شمارهٔ ۱۰۹۸چه خوش است روزگاری که بفقر بگذرانی
  8. شمارهٔ ۱۰۹۹دوست میدارم که گیرم دلبری
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.