پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷۶

تو ای دو دیده بگو کز جگر چه می‌خواهی

تمام خون شد و آمد دگر چه می‌خواهی

ز هجر دیده یعقوب بستی ای یوسف

دگر ز جان پدر ای پسر چه می‌خواهی

ز مصر قند چه خواهی و شکر از اهواز

سخن بگوی و قند و شکر چه می‌خواهی

مرا ز تیر نظر مردمک به خون غلطید

از این زیاده ز اهل نظر چه می‌خواهی

درخت مهر و وفا داد بار جور و جفا

از این نهال به جز این ثمر چه می‌خواهی

ز دشت عشق سبکبار درگذر ای عقل

به روز بادیه پرخطر چه می‌خواهی

به سوی شهر بقا رخت بر ز ملک فنا

از این سراچهٔ پرشور و شر چه می‌خواهی

از این سراب شتابان برو به چشمه خضر

چو بحر هست بگو کز شمر چه می‌خواهی

چو کار حشر بود با علی به روز حساب

بیا بگو که ز جای دگر چه می‌خواهی

گرفته‌ای شکن زلف یار آشفته

بگو ز حال خود آشفته‌تر چه می‌خواهی

به چشم خویش در آیینه بین رخ دلدار

ببند دم ز حدیث و خبر چه می‌خواهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷۸تو را که گفت کز احباب روی برتابی
  2. شمارهٔ ۱۰۷۹چه اوفتاد که از ما کناره گیر شدی
  3. شمارهٔ ۱۰۸۰تا چند در آزاری ای دل زهوسناکی
  4. شمارهٔ ۱۰۸۱اوقات خوش کدام است ایام عشقبازی
  5. شمارهٔ ۱۰۸۲فریب صید آن نخجیر خوردی
  6. شمارهٔ ۱۰۸۳زلف حجاب چهره کن تا که جهان سیه کنی
  7. شمارهٔ ۱۰۸۴تو این نمک که به لعل شکرفشان داری
  8. شمارهٔ ۱۰۸۵ای کون و مکانت بسرپنجه اسیری
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.