پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷۹

چه اوفتاد که از ما کناره گیر شدی

بقید الفت بیگانگان اسیر شدی

گنه زدوست گرفتن اگرچه عین خطاست

تو در کبیره از این غفلت کبیر شدی

اگر بخون دو عالم تو پنجه آلائی

سزد که تو سبب خیر بس کثیر شدی

تو قدر خود بشناس ای کمند زلف نگار

که بهر غالیه سائی می عبیر شدی

حساب خیل اسیران او نخواهی کرد

تو ای عطارد اگر بر فلک دبیر شدی

بکشتگان دیگر فخر کن تو کشته عشق

چه غم زکشته شدن چون شکار شیر شدی

چو صاحب حرمت کشت جای شکوه نماند

تو ای کبوتر دل کز هدف بتیر شدی

بطفی ار بدبستان عشق شاگردی

باوستادی مردم حکیم پیر شدی

گر مسیر قمر عقرب است آن خم زلف

بگو تو عقرب از چه قمر مسیر شدی

اگر نه بادیه کعبه است مشیت تو

چه واقع است که ای خار تو حریر شدی

دمد زگفته آشفته ضمیران ای زلف

مجاورش چو تو در پرده ضمیر شدی

غنای هر دو جهانت دهند دل خوشوار

اگر بدرگه شاه نجف فقیر شدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸۱اوقات خوش کدام است ایام عشقبازی
  2. شمارهٔ ۱۰۸۲فریب صید آن نخجیر خوردی
  3. شمارهٔ ۱۰۸۳زلف حجاب چهره کن تا که جهان سیه کنی
  4. شمارهٔ ۱۰۸۴تو این نمک که به لعل شکرفشان داری
  5. شمارهٔ ۱۰۸۵ای کون و مکانت بسرپنجه اسیری
  6. شمارهٔ ۱۰۸۶به بانگ بربط و چنگ و چغانه و دف و نی
  7. شمارهٔ ۱۰۸۷تو که از جهان و اهلش همه احتراز داری
  8. شمارهٔ ۱۰۸۸تو را که گفت مرا از نظر بیندازی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.