پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸۰

تا چند در آزاری ای دل زهوسناکی

حیف است غبار آلود آئینه باین پاکی

زآلایش فطرت خاک جا کرده باین مرکز

گر تو نهی آلایش روشنتر از افلاکی

از مهر بتان بگسل کاین امر بود عاطل

زین بحر بجو ساحل با چستی و چالاکی

بیرون زجهان ایدل خیز آب و هوائی جو

کاتش بدورن دارم زین سلسله خاکی

این خار جهانم کرد و آن رخنه بجانم کرد

از دیده و دل هر روز شاید که شوم شاکی

این سلسله مویانرا وین سخت کمانانرا

سست است همه پیمان بگذر زهوسناکی

از بس بی دل رفتی رسوای جهان گشتی

آشفته بنه از سر قلاشی و بی باکی

عشقی بطلب سرمد تا بیخ هوس سوزد

کو شعله هستی را خاصیت خاشاکی

رو عالم اکبر جو زود عشق مطهر جو

یعنی که علی عالی کامد زکی و زاکی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸۲فریب صید آن نخجیر خوردی
  2. شمارهٔ ۱۰۸۳زلف حجاب چهره کن تا که جهان سیه کنی
  3. شمارهٔ ۱۰۸۴تو این نمک که به لعل شکرفشان داری
  4. شمارهٔ ۱۰۸۵ای کون و مکانت بسرپنجه اسیری
  5. شمارهٔ ۱۰۸۶به بانگ بربط و چنگ و چغانه و دف و نی
  6. شمارهٔ ۱۰۸۷تو که از جهان و اهلش همه احتراز داری
  7. شمارهٔ ۱۰۸۸تو را که گفت مرا از نظر بیندازی
  8. شمارهٔ ۱۰۸۹عنکبوتا بر مگس تا چند رشته می‌تنی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.