پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵۳

دین و دل ای سیم‌تن تنها نه از من می‌بری

با چنین رو دل ز سنگ و روی آهن می‌بری

می‌کنی اندر شبستان خم زلفت نهان

آنچه دل از خلق اندر روز روشن می‌بری

با چین بستان روحانی که باشد بی‌خزان

باغبان بی‌بصیرت نام گلشن می‌بری

نافه از چین ای صبا بردن به زلف او خطاست

خوشه‌چینا چند خوشه سوی خرمن می‌بری

رخنه دل را رفو زآن نوک مژگان کن طلب

رشته را بیهوده اندر چشم سوزن می‌بری

یک لطیمه غنبر ار خواهی خوری صد لطمه موج

گو بیا گر عنبر به دامن می‌بری

ناخن از خونم کنی رنگین که بنمایی به غیر

تحفه خون دوست را از بهر دشمن می‌بری

بس بود آن طره ابرو تو را اندر مصاف

بی‌سبب در رزمگه شمشیر و جوشن می‌بری

خدمت زلف بناگوش بتان کن باغبان

چند زحمت از پی نسرین و سوسن می‌بری

ای شکنج زلف این سحر است یا خود معجز است

کآفتاب و ماه را رشته به گردن می‌بری

دل شده آشفته را تا چند ای زلف رسا

بند بر پا کو به کو برزن به برزن می‌بری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵۵تا که به مصر نیکویی سکه زدی به دلبری
  2. شمارهٔ ۱۰۵۶یا مقلتی تزود من نظرة الحبیبی
  3. شمارهٔ ۱۰۵۷تو را که از همه خوبان شهر ممتازی
  4. شمارهٔ ۱۰۵۸ای هشت باب خلد ز روی تو آیتی
  5. شمارهٔ ۱۰۵۹روز نخواهد آمدن چون شب ما به روشنی
  6. شمارهٔ ۱۰۶۰یاد داری دوش کاندر سر خماری داشتی
  7. شمارهٔ ۱۰۶۱رشته ها بر گردنم ای زلف یار آویختی
  8. شمارهٔ ۱۰۶۲دلا ز عشق مجاز از چه مهر برکندی؟
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.