فهرست اشعار
- شمارهٔ ۹۶۱ حذر کن ای دل از آن چشم و ابرو
- شمارهٔ ۹۶۲ ملک دل و جان گرفت عشق جهانگیر او
- شمارهٔ ۹۶۳ آنچه به بغداد کرد تیغ هلاکو
- شمارهٔ ۹۶۴ با مه و آفتاب شد طلعت تو چو روبهرو
- شمارهٔ ۹۶۵ عاشق گریختن نتواند ز بند او
- شمارهٔ ۹۶۶ شور جنونم میکشد زنجیر کو زنجیر کو
- شمارهٔ ۹۶۷ بنده پیر خراباتم و پیمانه او
- شمارهٔ ۹۶۸ بیا که چون خم زلفت مشوشم بی تو
- شمارهٔ ۹۶۹ این دل غمزده یکی وان لب لعل فام دو
- شمارهٔ ۹۷۰ باز بهم برآمده طره مشکبوی تو
- شمارهٔ ۹۷۱ خیز ای صوفی سالوس وز میخانه برو
- شمارهٔ ۹۷۲ دارد قرابتی دل من با دهان تو
- شمارهٔ ۹۷۳ ای صید نگاه تو در چین و ختن آهو
- شمارهٔ ۹۷۴ دلا بگریزم از زاهد و یا خمار یا هر دو
- شمارهٔ ۹۷۵ گر بختا و چین برد باد شمیم موی تو
- شمارهٔ ۹۷۶ کشته دهقان درود در نگر این شیوه نو
- شمارهٔ ۹۷۷ گرم رقیب براند بتا زمنزل تو
- شمارهٔ ۹۷۸ جان کیست تا که سر بکشد از کمند تو
- شمارهٔ ۹۷۹ سنبل باغ شانه زد گیسو
- شمارهٔ ۹۸۰ ظاهرا پنهان گذشت از کوی تو
- شمارهٔ ۹۸۱ ماه دوهفته هفتهای از رخ نهفتهای
- شمارهٔ ۹۸۲ به سومنات اگر ساختند بتکدهای
- شمارهٔ ۹۸۳ ابرویت چیست مد بسم الله
- شمارهٔ ۹۸۴ دوش در آمد از درم ماهی نه فرشتهای
- شمارهٔ ۹۸۵ دوش خوردم از می وحدت سحر پیمانهای
- شمارهٔ ۹۸۶ چو ترک چشم تو خونخوار شد آهسته آهسته
- شمارهٔ ۹۸۷ گفتم از سلسله زلف تو دارم گلهای
- شمارهٔ ۹۸۸ حسنت نهاده دانه دامی عجب به راه
- شمارهٔ ۹۸۹ عاشقان را جز لب تو باده مستانه نه
- شمارهٔ ۹۹۰ به زنجیر جفایی گر نشد بخت دژم بسته
- شمارهٔ ۹۹۱ دانست و هست و بود تو را مظهر آینه
- شمارهٔ ۹۹۲ در همه شهر حاضری در بَرِ ما نشستهای
- شمارهٔ ۹۹۳ آن می که از شعاعش آتش زند زبانه
- شمارهٔ ۹۹۴ اصل ناپیدا و عکسی در میان افکندهای
- شمارهٔ ۹۹۵ ای که جان داری فدا کن در ره جانانهای
- شمارهٔ ۹۹۶ ما را عبث نبود که از بزم رانده ای
- شمارهٔ ۹۹۷ گر نه ای چشم سیه بهر شکار آمدهای
- شمارهٔ ۹۹۸ ای نسیم از چیست زلفش را پریشان کردهای
- شمارهٔ ۹۹۹ شکر گویم یا شکایت از تو ای شاه سیاه
- شمارهٔ ۱۰۰۰ ای زلف پرشکن تو سراپا شکستهای
- شمارهٔ ۱۰۰۱ عید است و ساقی با قدح سرمست و خمار آمده
- شمارهٔ ۱۰۰۲ مطرب مجلس کجاست چنگ و چغانه
- شمارهٔ ۱۰۰۳ شبِ گذشته چو مه زد علم بر این خرگاه
- شمارهٔ ۱۰۰۴ شبها که شمع من توئی هم خود شبان داج به
- شمارهٔ ۱۰۰۵ بمسجد رخنه ای بگشای ای زاهد زمیخانه
- شمارهٔ ۱۰۰۶ ارغوان است که با غالیه آمیختهای
- شمارهٔ ۱۰۰۷ با سپاه مژه از قتل که باز آمدهای
- شمارهٔ ۱۰۰۸ ای هجر تو چو کوه و دل مستمند کاه
- شمارهٔ ۱۰۰۹ خصم با انبوه لشکر آمد و خیل سپاه
- شمارهٔ ۱۰۱۰ آید از عشق کار شایسته
- شمارهٔ ۱۰۱۱ گوی داند که به چوگان کسی افتاده
- شمارهٔ ۱۰۱۲ گلزار عشق چون تو نهالی نیافته
- شمارهٔ ۱۰۱۳ ساقی به یاد دوست کرم کن پیالهای
- شمارهٔ ۱۰۱۴ گسترده اند مستان از پرنیان ساده
- شمارهٔ ۱۰۱۵ ای دل بیا و نقش بتان بر کنار نه
- شمارهٔ ۱۰۱۶ گر تو پروانه بآتش نکنی بازی به
- شمارهٔ ۱۰۱۷ با سیخ مژه آمده آن یار سرابیده
- شمارهٔ ۱۰۱۸ زابروان تیغِ دوسَر بر مه و مهر آختهای
- شمارهٔ ۱۰۱۹ ز انبوه رقیبانم مجال دید دلبر نه
- شمارهٔ ۱۰۲۰ آمد بگفتار آن لعل دلخواه
متن اشعار به نقل از گنجور.