پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶۴

با مه و آفتاب شد طلعت تو چو روبه‌رو

عیب عیان چو آینه گفت ز هردو مو به مو

از همه سوی می‌وزد نفخه چین گیسویت

سوی ختا و چین روم من به هواش سو به سو

نیست به فرّ قامتت نیست چو آب دیده‌ام

خیز و بجوی در چمن سرو به سرو جو به جو

مرغ پرنده است دل طفلم و صعوه کرده گم

از پی دل که می‌دوم خانه به خانه کو به کو

دست به دست می‌رود تا گل من در انجمن

خون دلم ز رشک او بسته چو غنچه تو به تو

گل چه کنی به بوستان شاهد گل‌بدن ببین

نافه چین چه می‌کنی طره مشک‌بوی او

آشفته جا به طره‌ات کرد مگر که تا شبی

حالت خویش مو به مو گوید با تو روبه‌رو

مصحف را گر زبان بود بسمله تا به خاتمه

نام علی بگویدت نقطه به نقطه هو به هو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶۶شور جنونم میکشد زنجیر کو زنجیر کو
  2. شمارهٔ ۹۶۷بنده پیر خراباتم و پیمانه او
  3. شمارهٔ ۹۶۸بیا که چون خم زلفت مشوشم بی تو
  4. شمارهٔ ۹۶۹این دل غمزده یکی وان لب لعل فام دو
  5. شمارهٔ ۹۷۰باز بهم برآمده طره مشکبوی تو
  6. شمارهٔ ۹۷۱خیز ای صوفی سالوس وز میخانه برو
  7. شمارهٔ ۹۷۲دارد قرابتی دل من با دهان تو
  8. شمارهٔ ۹۷۳ای صید نگاه تو در چین و ختن آهو
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.