پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶۹

این دل غمزده یکی وان لب لعل فام دو

هوش کی آیدش بسر مست یکی و جام دو

بیش ندیده نکته ای عارف و عامی از لبت

معنی مختلف دهد نقطه یکی کلام دو

کرد دلم چو سرکشی بست دو گیسویش به بند

رایض عشق این کند اسب یکی لجام دو

حور اگر چه خواندمت یا که پری بگفتمت

نکته شناس گو بود یاریکی و نام دو

چهره تو صباح من زلف شبان تیره ام

هست بشهر عاشقان صبح یکی و شام دو

کرد بدیده و دلم جا خم ابروی کجت

هست دو سر ولی بود تیغ یکی نیام دو

روز قیامت ار شود قامت دوست جلوه گر

وای بحال مردمان حشر یکی قیام دو

میکشدم زهر طرف آن دو شکنج گیسوان

زنده کجا رود برون صید یکی و دام دو

در رمضان هجر تو من شب وروز روزه ام

آشفته چاره ای که شد ماه یکی صیام دو

حاصل ارض و این سما خلقت مرتضی بود

کس نشنیده در جهان زاده یکی و نام دو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷۱خیز ای صوفی سالوس وز میخانه برو
  2. شمارهٔ ۹۷۲دارد قرابتی دل من با دهان تو
  3. شمارهٔ ۹۷۳ای صید نگاه تو در چین و ختن آهو
  4. شمارهٔ ۹۷۴دلا بگریزم از زاهد و یا خمار یا هر دو
  5. شمارهٔ ۹۷۵گر بختا و چین برد باد شمیم موی تو
  6. شمارهٔ ۹۷۶کشته دهقان درود در نگر این شیوه نو
  7. شمارهٔ ۹۷۷گرم رقیب براند بتا زمنزل تو
  8. شمارهٔ ۹۷۸جان کیست تا که سر بکشد از کمند تو
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.