پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷۶

کشته دهقان درود در نگر این شیوه نو

خرمن حسن تو را سبزه خط کرده درو

حسنت از لشکر خط گشت فراری بحصار

عشق ما هست خود از سابقه نومید مشو

خوشه ی چینی بردار خوشه ای از خرمن عشق

خرمن هر دو جهانرا نستاند بدو جو

شمع بردار که یار آمد و روز است نه شب

پیش خورشید فلک شمع ندارد پرتو

شب وصل است نظر باز کن و لب بربند

حاصل عمر دهد عاقل بر گفت و شنو

هر که را سیم و زری بود گر و باز گرفت

منم و نقد دل آن نیز بزلف تو گرو

گو به پیران مشو ایمن که مکافاتی هست

لاجرم خون سیاوش طلبد کیخسرو

بس خطرها بره عشق بود ای سالک

خضر اگر نیست دلیل تو از این راه مرو

شوی آشفته سبک بار بمنزل نزدیک

بار جان را بفکن در پی جانانه برو

کیست جانانه علی مضجع او خاک نجف

که بگفتش بجز از حق نبود هیچ غلو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷۸جان کیست تا که سر بکشد از کمند تو
  2. شمارهٔ ۹۷۹سنبل باغ شانه زد گیسو
  3. شمارهٔ ۹۸۰ظاهرا پنهان گذشت از کوی تو
  4. شمارهٔ ۹۸۱ماه دوهفته هفته‌ای از رخ نهفته‌ای
  5. شمارهٔ ۹۸۲به سومنات اگر ساختند بتکده‌ای
  6. شمارهٔ ۹۸۳ابرویت چیست مد بسم الله
  7. شمارهٔ ۹۸۴دوش در آمد از درم ماهی نه فرشته‌ای
  8. شمارهٔ ۹۸۵دوش خوردم از می وحدت سحر پیمانه‌ای
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.