پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸۰

ظاهرا پنهان گذشت از کوی تو

کاز نسیم صبح آمد بوی تو

از چه دارد نافه در جیب و بغل

گر صبا نگشوده چین موی تو

روز و شب پیوسته ام اندر نماز

تا بود محراب من ابروی تو

رم کند از دام ناچار ار غزال

رام شد با دام زلف آهوی تو

عکس خود بینند در آئینه خلق

من ندیدم غیر تو در روی تو

تا هوسناکان گریزند از درت

عاشقان شکوه کنند از خوی تو

باغبان و طرف جوی و سرو ناز

دیده ما و قدی دلجوی تو

نوک پیکان روید از بستر مرا

شب که باشد غیر در پهلوی تو

آسمانا هر سحر از تیر آه

میدرم این پرده نه توی تو

ایکه بحر عشق را طی کرده ای

هفت دریا هست تا زانوی تو

ساقیا زآب خضر مستغنی است

هر که نوشد جرعه ای از جوی تو

تو ولی حق امام هشتمی

شد نهم چرخ آستان کوی تو

از کرم زآشفته خود رخ متاب

کز جهان آورده او روی سوی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸۲به سومنات اگر ساختند بتکده‌ای
  2. شمارهٔ ۹۸۳ابرویت چیست مد بسم الله
  3. شمارهٔ ۹۸۴دوش در آمد از درم ماهی نه فرشته‌ای
  4. شمارهٔ ۹۸۵دوش خوردم از می وحدت سحر پیمانه‌ای
  5. شمارهٔ ۹۸۶چو ترک چشم تو خونخوار شد آهسته آهسته
  6. شمارهٔ ۹۸۷گفتم از سلسله زلف تو دارم گله‌ای
  7. شمارهٔ ۹۸۸حسنت نهاده دانه دامی عجب به راه
  8. شمارهٔ ۹۸۹عاشقان را جز لب تو باده مستانه نه
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.