پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸۶

چو ترک چشم تو خونخوار شد آهسته آهسته

دلم خون دیده‌ام خونبار شد آهسته آهسته

تجلی کرد تا شمع رخت در سینه تنگم

چو سینا مهبط انوار شد آهسته آهسته

بشارت بر به شیراز مصر امشب پیر کنعان را

که یوسف شاهد بازار شد آهسته آهسته

مکن از خار هجران عندلیبا ناله از این پس

که گل از آتش گلزار شد آهسته آهسته

ز بس امروز و فردا کرد اندر وعده وصلم

به محشر وعده دیدار شد آهسته آهسته

تو را زهره‌جبینا مشتری جز من نبود اول

خریدار غمت بسیار شد آهسته آهسته

شد از سودای زلفت رشته اسلام از کف‌ها

مبدل سبحه بر زنار شد آهسته آهسته

همان زاهد که اندر صومعه بودش مقام امن

مقیم خانه خمار شد آهسته آهسته

به وصف شکرستان لب شیرینش آشفته

نی کلکم چه شکربار شد آهسته آهسته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸۸حسنت نهاده دانه دامی عجب به راه
  2. شمارهٔ ۹۸۹عاشقان را جز لب تو باده مستانه نه
  3. شمارهٔ ۹۹۰به زنجیر جفایی گر نشد بخت دژم بسته
  4. شمارهٔ ۹۹۱دانست و هست و بود تو را مظهر آینه
  5. شمارهٔ ۹۹۲در همه شهر حاضری در بَرِ ما نشسته‌ای
  6. شمارهٔ ۹۹۳آن می که از شعاعش آتش زند زبانه
  7. شمارهٔ ۹۹۴اصل ناپیدا و عکسی در میان افکنده‌ای
  8. شمارهٔ ۹۹۵ای که جان داری فدا کن در ره جانانه‌ای
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.