پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹۵

ای که جان داری فدا کن در ره جانانه‌ای

سوختن تن را بنه گر شمع را پروانه‌ای

تا نگردد موج زن عمان چشمت سال‌ها

در کنار خود نبینی زین صدف دردانه‌ای

کفر و اسلام ارچه سرگردان تو شد کوبه‌کو

ای که نه در کعبه‌ای پیدا نه در بتخانه‌ای

در قیامت مست صوفی‌وَش درآید در سماع

هرکه نوشد از شراب عشق تو پیمانه‌ای

زاهد ار خواهی بدانی حاصل ذکر ملک

بر در میخانه بشنو نعره مستانه‌ای

نازم آن دیوانه کو مجنون لیلی شد به حی

ورنه در هر شهر و کو عریان بود دیوانه‌ای

در دل درویش جو مهر علی را لاجرم

کآفتاب و گنج را یابند در ویرانه‌ای

از فسون واعظان کی از سرش بیرون رود

هرکه خواند از دفتر عشق بتان افسانه‌ای

کسوت تقوی قلندروار آشفته بسوز

تا بدوزندت حریفان خرقه رندانه‌ای

هر سرو موی تو صد دل را بود کاشانه‌ای

از چه ویران می‌کنی صد خانه را از شانه‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹۷گر نه ای چشم سیه بهر شکار آمده‌ای
  2. شمارهٔ ۹۹۸ای نسیم از چیست زلفش را پریشان کرده‌ای
  3. شمارهٔ ۹۹۹شکر گویم یا شکایت از تو ای شاه سیاه
  4. شمارهٔ ۱۰۰۰ای زلف پرشکن تو سراپا شکسته‌ای
  5. شمارهٔ ۱۰۰۱عید است و ساقی با قدح سرمست و خمار آمده
  6. شمارهٔ ۱۰۰۲مطرب مجلس کجاست چنگ و چغانه
  7. شمارهٔ ۱۰۰۳شبِ گذشته چو مه زد علم بر این خرگاه
  8. شمارهٔ ۱۰۰۴شبها که شمع من توئی هم خود شبان داج به
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.