پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۴

شبها که شمع من توئی هم خود شبان داج به

گر ترک یغمائی توئی سرمایه بر تاراج به

خوشتر شکنج دام تو از گشت باغ و بوستان

با شاهی کون و مکان در کوی تو محتاج به

گر مدعی نوش آورد من را غم نیش آورد

مرهم نهد غیر ار بدل بر تیر تو آماج به

بردار غیرت ار سرت خواهد شدن مگذر زحق

از هر سری کو بنگری باشد سر حلاج به

داغ غلامی علی آشفته شد زیب جبین

خاک در مولا بود درویش را از تاج به

گر ازدواج این جهان از چار گوهر شد عیان

هم جوهر فردش توئی این فرد از آن ازدواج به

دوش نبی معراج تو معراج احمد بر فلک

شاید اگر گوئی بود معراج از آن معراج به

ما را شده کشتی تبه غرقیم در بحر گنه

از موج بر بر ساحلم بحر گنه مواج به

غواص لؤلؤ می‌برد من موج بحرت می‌خورم

از لؤلؤ و مرجان او این لطمه امواج به

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰۶ارغوان است که با غالیه آمیخته‌ای
  2. شمارهٔ ۱۰۰۷با سپاه مژه از قتل که باز آمده‌ای
  3. شمارهٔ ۱۰۰۸ای هجر تو چو کوه و دل مستمند کاه
  4. شمارهٔ ۱۰۰۹خصم با انبوه لشکر آمد و خیل سپاه
  5. شمارهٔ ۱۰۱۰آید از عشق کار شایسته
  6. شمارهٔ ۱۰۱۱گوی داند که به چوگان کسی افتاده
  7. شمارهٔ ۱۰۱۲گلزار عشق چون تو نهالی نیافته
  8. شمارهٔ ۱۰۱۳ساقی به یاد دوست کرم کن پیاله‌ای
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.