پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۸

ای هجر تو چو کوه و دل مستمند کاه

این کوه را ز کاه بگردان به یک نگاه

با غیر مهربانی و با دوست سرگران

نامهربان بتا ز دل سنگ آه آه

با روز و هجر و شام فراقم به سوز و ساز

مهر است شمع روشن و ماهم بود گواه

ما و رقیب را بود این فرق در جهان

کاو با تو روبرو بود و چشم ما به راه

بی‌مهر ماه من به رقیب است مهربان

این مهر و کین که دیده بدو ران ز مهر و ماه

برکش خدای را ز میان تیغ امتحان

تا رفع گرددت ز من و غیر اشتباه

در کوی مِی‌فروش نباشد نعال و صدر

یکسان بود به محفل مستان گدا و شاه

از بس که داد زلف رسن بازو ریسمان

یوسف‌صفت فکنده دل عاشقان به چاه

دستت بشو ز خون که نباشد گواه حشر

بنمای رخ که داد بگیری ز دادخواه

در راه عشق دین و دل و جان سپرده‌ای

در این سرا کسی نرسیده به مال و جاه

لیلی بگو که بارش گیرد زاشتران

کامشب گرفته راه تو مجنون ز اشک و آه

آشفته دل به رشته مهر علی ببند

تا بگسلد علاقه جانت ز ماسواه

شاهنشه ولایت معنی ولی حق

آئینه‌دار سر ازل مظهر الله

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۰آید از عشق کار شایسته
  2. شمارهٔ ۱۰۱۱گوی داند که به چوگان کسی افتاده
  3. شمارهٔ ۱۰۱۲گلزار عشق چون تو نهالی نیافته
  4. شمارهٔ ۱۰۱۳ساقی به یاد دوست کرم کن پیاله‌ای
  5. شمارهٔ ۱۰۱۴گسترده اند مستان از پرنیان ساده
  6. شمارهٔ ۱۰۱۵ای دل بیا و نقش بتان بر کنار نه
  7. شمارهٔ ۱۰۱۶گر تو پروانه بآتش نکنی بازی به
  8. شمارهٔ ۱۰۱۷با سیخ مژه آمده آن یار سرابیده
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.