پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۷

با سیخ مژه آمده آن یار سرابیده

دارد بر هر سیخ دل‌های کبابیده

ترسم که بگیرندش کاین قاتل درویش است

کز خون دل عشاق سرپنجه خضابیده

جز غالیهٔ مویت بر عارض نیکویت

از غالیه کس هرگز بر ماه بتابیده

یک نیمه ز رخسارت افتاده برون از زلف

خورشید ز شرم او بر چهره سحابیده

تابیده بود گر ماه آبیده بود گر گل

حاشا که بود او را این سنبل تابیده

بر دیرِ خراب‌آباد خوش دست برافشانم

یک شب به برم آیی گر مست و خرابیده

با پرتو او خوش باش در بزم بزن بالی

کز شمع تو در فانوس پروانه حجابیده

از حال دلم چشمت آگاه نخواهد بود

بیداری ما دانند کی مردم خوابیده

شمشیر به کف آمد از ترک نگه مستش

بر قتل که یارب باز این ترک شتابیده

خوش‌تر ز نوای عشق در پرده نزد ای دل

مطرب که به بزم امشب چنگیده ربابیده

جز مهر علی ما را در دفتر دل نبود

گر کاتب اعمالم صد یار حسابیده

شوق لب شیرینت از خار عسل بارد

زنبور عسل هرگز زین گونه لعابیده

دیباچه اوراقش جز نام نکویت نیست

آشفته اگر در عشق یک عمر کتابیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۹ز انبوه رقیبانم مجال دید دلبر نه
  2. شمارهٔ ۱۰۲۰آمد بگفتار آن لعل دلخواه
  3. شمارهٔ ۱۰۲۱ما نداریم نظر بر می و بر میخانه
  4. شمارهٔ ۱۰۲۲ای لبت بر خون مردم تشنه چشمت گُرسَنه
  5. شمارهٔ ۱۰۲۳شهر بیدار از آن مردم خواب آلوده
  6. شمارهٔ ۱۰۲۴از جرس دیدی فغان برخاسته
  7. شمارهٔ ۱۰۲۵بر چهره باز زلف چلیپا شکسته ای
  8. شمارهٔ ۱۰۲۶ز مویت سنبل بویا شکسته
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.