پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲۳

شهر بیدار از آن مردم خواب آلوده

خلق سرمت از آن مست شراب آلوده

جز دو چشم تو که صد قافله دل بسته به بند

نشنید است کسی رهزن خواب آلوده

زاهد وعارف و عامی زنگاه تو خراب

نبود کس که نشد از تو خراب آلوده

گر به پیرانه سرم شب ببر آئی سرمست

سازیم باز به تشریف شراب آلوده

گر حصاری زولای تو بود گرد جهان

هیچ طوفان نکند خاک بآب آلوده

من گرفتم نکنم دعوی خونم بر خلق

چه توان کرد بآن دست خضاب آلوده

شعر رنگین و تر آشفته گرت میباید

دفتر خویش بکن ازمی ناب آلوده

نبری ذوق از آن لب که برد نام رقیب

نوش داروست پس از زهر مذاب آلوده

هر کرا حب علی نیست بدیوان عمل

دفتر اوست بدیوان حساب آلوده

گر برانی زسگان در خویشم بعتاب

سر نهادیم بر آن حکم عتاب آلوده

ممکن است و نگرفته است صفات امکان

بوتراب است نگشته به تراب آلوده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲۵بر چهره باز زلف چلیپا شکسته ای
  2. شمارهٔ ۱۰۲۶ز مویت سنبل بویا شکسته
  3. شمارهٔ ۱۰۲۷ای مو بر آفتاب تو مشکین‌کلاله‌ای
  4. شمارهٔ ۱۰۲۸زآن دل آرا بگویم یا نه
  5. شمارهٔ ۱۰۲۹دلم بهرزه بسودای خام افتاده
  6. شمارهٔ ۱۰۳۰جسمم چو شمع در غم جانان گداخته
  7. شمارهٔ ۱۰۳۱یک پشته مشک تاتار بر دوش خویش بسته
  8. شمارهٔ ۱۰۳۲بجز زلف تو کفر و غیر چشمان تو ساحر نه
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.