پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲۷

ای مو بر آفتاب تو مشکین‌کلاله‌ای

ای خط به ماه عارض دلدار هاله‌ای

از احسن القصص نکند یاد یوسفش

خواند از کتاب حسن تو هرکس مقاله‌ای

از ماه تا به ماهی و از عرش تا به فرش

هرکس برد ز خوان عطایت نواله‌ای

گفتم مدیح حسن تو طغرایی خطت

دادم به بوسه بر لب نوشت حواله‌ای

اندوختیم خرمن سالوس ساقیا

زآن آب آتشین به من آور پیاله‌ای

ای خوی ز تو طراوت آن چهره برفزود

بر گل نگر تو شبنم و بر لاله ژاله‌ای

چون نیک بنگری دل خونین عاشق است

گر داغدار سر زند از خاک لاله‌ای

جانان جان و مظهر ذاتی و اصل نور

از ماء و طین نه تنها فرخ‌سلاله‌ای

معنی باء بسمله قرآن ناطقی

دست خدا و مظهر لفظ جلاله‌ای

آشفته را نزاده به جز مدحت علی

ای بکر طبع تا تو مرا در حباله‌ای

ای زلف تا قرین تو شد این دل پریش

مجنون دل‌شکسته و حیران و واله‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲۹دلم بهرزه بسودای خام افتاده
  2. شمارهٔ ۱۰۳۰جسمم چو شمع در غم جانان گداخته
  3. شمارهٔ ۱۰۳۱یک پشته مشک تاتار بر دوش خویش بسته
  4. شمارهٔ ۱۰۳۲بجز زلف تو کفر و غیر چشمان تو ساحر نه
  5. شمارهٔ ۱۰۳۳مرا کز عشق تو در هر سخن صد داستان بسته
  6. شمارهٔ ۱۰۳۴بر این جا آن بلا بالا گرفته
  7. شمارهٔ ۱۰۳۵دوش بی‌ما صنما ساغر صهبا زده‌ای
  8. شمارهٔ ۱۰۳۶چه اعتبار به سرو است چون تو در چمنی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.