پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳۲

بجز زلف تو کفر و غیر چشمان تو ساحر نه

بجز رویت بهشت و جز لب لعل تو کوثر نه

بدست چشم مستت زابروان تیغ دو سر دیدم

بجز در پنجه حیدر سر تیغ دو پیکر نه

نی خامه شکر ریزد زوصف آن لب شیرین

مگو غیر ازنی هندوستان را هست شکر نه

اگر ای دست حق دستم نگیری از سر رحمت

زخیل ممکناتم هست گوئی یار و یاور نه

بپاداش عمل آشفته را دوزخ بود درخور

ولی با عفو جام تو مرا این حرف باور نه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳۴بر این جا آن بلا بالا گرفته
  2. شمارهٔ ۱۰۳۵دوش بی‌ما صنما ساغر صهبا زده‌ای
  3. شمارهٔ ۱۰۳۶چه اعتبار به سرو است چون تو در چمنی
  4. شمارهٔ ۱۰۳۷نیست یعقوب را چو تو پسری
  5. شمارهٔ ۱۰۳۸تو که در چشم چنین غمزه کافر داری
  6. شمارهٔ ۱۰۳۹بر سمن تا خطی از غالیه تحریر نکردی
  7. شمارهٔ ۱۰۴۰ایکه بر عارض افروخته بر دل ناری
  8. شمارهٔ ۱۰۴۱تو هم ای مرغ دل بر گل بخوان از عشق دستانی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.