پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳۸

تو که در چشم چنین غمزه کافر داری

دین اسلام توانی زمیان برداری

سجده آرند به تو شیخ و برهمن با هم

که دو محراب به بتخانه آذر داری

حاجیان گرد حرم صف زده کاین خانه تست

تو مگر جز دل ما خانه دیگر داری

گاه از چهره کنی آتش نمرود عیان

گاه گلزار خلیل و لب کوثر داری

بار ده تا گذرد در خم زلف تو نسیم

خواهی ار ساعت گلزار معطر داری

چون بریزد زمژه خون دلم در مژگان

بر رگ مردم چشمم همه نشتر داری

هندوان بت نپرستند بفرخار دیگر

این ملاحت که توای لعبت کشمر داری

کشتگانت بقیامت چو بمحشر آیند

از پس حشر تو خود محشردیگر داری

نبری نام رقیبان زتغافل بر لب

زهر آمیخته با قند مکرر داری

شاید ار شیردلان صید کمند تو شوند

تا بکف تیغ کج شاه مظفر داری

ابروی تست که بر ما کشیده شمشیر

تو که از مشک ختن جوشن مغفر داری

نصرت دولت و دین مالک ملک جمشید

که ز خاک درش آشفته تو افسر داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴۰ایکه بر عارض افروخته بر دل ناری
  2. شمارهٔ ۱۰۴۱تو هم ای مرغ دل بر گل بخوان از عشق دستانی
  3. شمارهٔ ۱۰۴۲چند مسافرت دلا سوی حجاز می‌کنی
  4. شمارهٔ ۱۰۴۳آفت دین و دل و فتنه هر مرد و زنی
  5. شمارهٔ ۱۰۴۴صوفی صومعه که زد دوش دم از قلندری
  6. شمارهٔ ۱۰۴۵زآن آب که چون آتش از مرد برد خامی
  7. شمارهٔ ۱۰۴۶که گفت ای دل کز اسرار محبت باخبری گردی
  8. شمارهٔ ۱۰۴۷ای خوشا آن سر که گردد گوی چوگان سواری
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.