پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳۹

بر سمن تا خطی از غالیه تحریر نکردی

آیت حسن و صباحت همه تفسیر نکردی

کور شد ای مه کنعان زغمت دیده یعقوب

رحمی ای تازه جوان بر پدر پیر نکردی

قاصدا نام مرا بردی و غمگین شده یارم

خوب شد شرح غمم را همه تقریر نکردی

تا کمان ابروی تو کرده به زه تیر نظر را

نیست صیدی که در این ناحیه نخجیر نکردی

کی تو نقاش توانی که کشی نقش نگارم

تو که هیچ آن دهن شیرین تصویر نکردی

گر نه ای آهوی مشکین نظر شیر شکاری

از چه مرغ دل مسکین هدف تیر نکردی

می کهنه ببرد اندوه دیرینه حکیما

داروی دفع غم اینست تو تدبیر نکردی

مستی ای نرگس جادو که زدی تکیه بر ابرو

مست می تا نشدی تکیه بشمشیر نکردی

ایکه هست از نظر لطف تو آبادی عالم

دل ویرانه ما را زچه تعمیر نکردی

تا که افتاده بکف سبحه ات ای زاهد خودبین

نیست یکتن که باو حیله و تزویر نکردی

خوش اثر کرد سر زلف تو زنجیر جنون شد

خواب آشفته ما را که تو تعبیر نکردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴۱تو هم ای مرغ دل بر گل بخوان از عشق دستانی
  2. شمارهٔ ۱۰۴۲چند مسافرت دلا سوی حجاز می‌کنی
  3. شمارهٔ ۱۰۴۳آفت دین و دل و فتنه هر مرد و زنی
  4. شمارهٔ ۱۰۴۴صوفی صومعه که زد دوش دم از قلندری
  5. شمارهٔ ۱۰۴۵زآن آب که چون آتش از مرد برد خامی
  6. شمارهٔ ۱۰۴۶که گفت ای دل کز اسرار محبت باخبری گردی
  7. شمارهٔ ۱۰۴۷ای خوشا آن سر که گردد گوی چوگان سواری
  8. شمارهٔ ۱۰۴۸بچین زلف تو پیوسته با چشم تو ابروئی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.