پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳۳

مرا کز عشق تو در هر سخن صد داستان بسته

غمت مرغ شکر گفتار نطقم را زبان بسته

شتربان را بگو تا محمل لیلی بخواباند

که امشب اشک مجنون راه را بر کاروان بسته

زکعبه لاف زد زاهد کز اینجا کار بگشاید

در میخانه را بر امتحان پیر مغان بسته

کس از طعن حسود ایدل نخواهد رست در عالم

اگر چه خویش را عیسی صفت بر آسمان بسته

قدش را سرو بن گفتم خرد گفتا خطا گفتی

کجا بر سرو بستان مهر و مه را باغبان بسته

دل بیمار را جستم دوا بگشود لب گفتا

لب نوشین من اینک شکر بر ناردان بسته

ندانم آن حریر اندام را دل چیست اندر بر

همی دانم که سنگ خاره را در پرنیان بسته

ندانم ترک چشمت با کدامین خیل میتازد

که پیوسته کمند زلف بر چاچی کمان بسته

حذر از کشتزار خود بکن دهقان در این وادی

که مرغی زآشیانه راه بر برق یمان بسته

ببار ای آسمان چندانکه خواهی فتنه در عالم

ندیدی خویش را آشفته بر دارالامان بسته

در میخانه رحمت نجف آن مضجع حیدر

که خود را بر مکانش از شرافت لامکان بسته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳۵دوش بی‌ما صنما ساغر صهبا زده‌ای
  2. شمارهٔ ۱۰۳۶چه اعتبار به سرو است چون تو در چمنی
  3. شمارهٔ ۱۰۳۷نیست یعقوب را چو تو پسری
  4. شمارهٔ ۱۰۳۸تو که در چشم چنین غمزه کافر داری
  5. شمارهٔ ۱۰۳۹بر سمن تا خطی از غالیه تحریر نکردی
  6. شمارهٔ ۱۰۴۰ایکه بر عارض افروخته بر دل ناری
  7. شمارهٔ ۱۰۴۱تو هم ای مرغ دل بر گل بخوان از عشق دستانی
  8. شمارهٔ ۱۰۴۲چند مسافرت دلا سوی حجاز می‌کنی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.