پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲۴

از جرس دیدی فغان برخاسته

ناله از دل آنچنان برخاسته

کیمیا دارد نشان سیمرغ نام

از وفا نام و نشان برخاسته

رسم کجرفتاری اهل زمین

اولا از آسمان برخاسته

استخوان دنیا و گردش ما سگان

زآن محبت از میان برخاسته

نیشکر آورده حنظل نخل صبر

بو زگل و زگلستان برخاسته

کافران بگسسته زنار و صلیب

رسم اسلام از جهان برخاسته

نشئه از می رفته و نغمه زرود

شمع را سوز از زبان برخاسته

نای را گشته نفس در دل گره

وز دل بربط فغان برخاسته

خضر گمگشته در این ظلمت سرا

آب حیوان از میان برخاسته

نوح را کشتی تبه گشته مگر

زین میانه بادبان برخاسته

آتش نمرود سوزان و خلیل

آه و فریادش زجان برخاسته

عاشق سودازده از آن میان

از سر سود و زیان برخاسته

از پی حرز امان از هر بلا

مرغ طبعم مدح خوان برخاسته

پرزنان آشفته شد سوی نجف

روی بر دار الامان برخاسته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲۶ز مویت سنبل بویا شکسته
  2. شمارهٔ ۱۰۲۷ای مو بر آفتاب تو مشکین‌کلاله‌ای
  3. شمارهٔ ۱۰۲۸زآن دل آرا بگویم یا نه
  4. شمارهٔ ۱۰۲۹دلم بهرزه بسودای خام افتاده
  5. شمارهٔ ۱۰۳۰جسمم چو شمع در غم جانان گداخته
  6. شمارهٔ ۱۰۳۱یک پشته مشک تاتار بر دوش خویش بسته
  7. شمارهٔ ۱۰۳۲بجز زلف تو کفر و غیر چشمان تو ساحر نه
  8. شمارهٔ ۱۰۳۳مرا کز عشق تو در هر سخن صد داستان بسته
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.