پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۴

گسترده اند مستان از پرنیان ساده

در دور بزم ساقی سیمین تنان ساده

ساقی بکوی غلمان غلمان زباغ رضوان

سرویست ماه پیکر بر سر کله نهاده

خورکی کمر ببسته مه کی کله شکسته ‏

یا کی چمیده سروی بند قبا گشاده

خواندم گلشن برخسار گفتم مهش بدیدار

کی گل نشسته در بزم مه کی بپا ستاده

سنبل نروید از گل زلفین تو کدام است

هندو پرستد آتش خالت برو فتاده

ای ماه روی ساقی ای دلبر عراقی

بنشین بزن نوائی خیز و بیار باده

ای مطرب خوش آهنگ چون ساز میکنی چنگ

جز این غزل نخوانی پیش امیر زاده

شهزاده معظم دارای کشور جم

کاو را سپر بر در هر روز بوسه داده

ای پادشه امکان ای فر و دست یزدان

آشفته چون سگ تست او را بنه قلاده

تو ساقی بهشتی زانوار حق سرشتی

من تشنه‌ام ز کوثر جامم بده زیاده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۶گر تو پروانه بآتش نکنی بازی به
  2. شمارهٔ ۱۰۱۷با سیخ مژه آمده آن یار سرابیده
  3. شمارهٔ ۱۰۱۸زابروان تیغِ دوسَر بر مه و مهر آخته‌ای
  4. شمارهٔ ۱۰۱۹ز انبوه رقیبانم مجال دید دلبر نه
  5. شمارهٔ ۱۰۲۰آمد بگفتار آن لعل دلخواه
  6. شمارهٔ ۱۰۲۱ما نداریم نظر بر می و بر میخانه
  7. شمارهٔ ۱۰۲۲ای لبت بر خون مردم تشنه چشمت گُرسَنه
  8. شمارهٔ ۱۰۲۳شهر بیدار از آن مردم خواب آلوده
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.