پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۷

با سپاه مژه از قتل که باز آمده‌ای

که به خون غرقه تو چون چنگل باز آمده‌ای

عاشقان تو چو پیرامن تو شعله شمع

محفل‌افروز ولی دوست‌گداز آمده‌ای

به حرم‌خانه دل‌های خرابت ره نیست

که تو ای شیخ همه ره به حجاز آمده‌ای

حال دل با خم زلفش سحر آهسته بگو

چون تو ای باد صبا محرم راز آمده‌ای

ره مده شانه و مقراض به خود بهر خدای

چون تو ای زلف مرا عمر دراز آمده‌ای

چو نیاز آرمت ای قبله عشاق به پیش

که سراپای همه عشوه و ناز آمده‌ای

طوف کعبه نبود فخر تو را فخر آنست

بر در میکده گر خود به نیاز آمده‌ای

با همه مستیت ای نرگس جادوی نگار

در محراب چرا بهر نماز آمده‌ای

تا که طغرات به مهر که بودای خط سبز

که به خون دو جهان خط جواز آمده‌ای

ننوازی دل آشفته چرا ای خم زلف

گر تو ای سلسله دیوانه‌نواز آمده‌ای

بر در میکده‌ای عرش کنی طوف به سر

چه شدت تا ز نشیبی به فراز آمده‌ای

اندر این خانه مگر پرتو حیدر دیدی

که به خاک در او بهر نیاز آمده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰۹خصم با انبوه لشکر آمد و خیل سپاه
  2. شمارهٔ ۱۰۱۰آید از عشق کار شایسته
  3. شمارهٔ ۱۰۱۱گوی داند که به چوگان کسی افتاده
  4. شمارهٔ ۱۰۱۲گلزار عشق چون تو نهالی نیافته
  5. شمارهٔ ۱۰۱۳ساقی به یاد دوست کرم کن پیاله‌ای
  6. شمارهٔ ۱۰۱۴گسترده اند مستان از پرنیان ساده
  7. شمارهٔ ۱۰۱۵ای دل بیا و نقش بتان بر کنار نه
  8. شمارهٔ ۱۰۱۶گر تو پروانه بآتش نکنی بازی به
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.