پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹۶

ما را عبث نبود که از بزم رانده ای

گویا رقیب را ببر خویش خوانده ای

نخل وفای من که ثمر داشت کنده ای

تخم دگر بسینه دل برفشانده ای

زآن لب بجای آب حیات آب خورده ای

ای خضر از آن تو زنده و جاوید مانده ای

مرغ دلم بر آتش غیرت کباب شد

بر غیر تا شراب محبت چشانده ای

دامن کشان روان شده در بزم مدعی

ما را چو مرغ بسمل در خون نشانده ای

گلگون شده سمندت و خونت ززین گذشت

مرکب مگر بخاک شهیدان دوانده ای

صد مرغ دل درافکنی ار در شکنج زلف

ما راگمان مکن که زدامت رهانده ای

راه نظر چو بستی و منظور مردمی

بر خون خویش مردم چشمم نشانده ای

گل رخت برگرفت ببازار و شهری و کوی

ای عندلیب بیهده در باغ مانده ای

یکسر بجا نماند که چوگان تو نبرد

تا تو سمند ناز بمیدان جهانده ای

وحشی غزال من تو شدی رام این و آن

دل را زمن چو آهوی وحشی رمانده ای

آشفته دل ه مرغ شکاریست شد شکار

بازش مجو که باز شکاری پرانده ای

افتاده ای بعقده ی مشکل دلا مگر

نام علی زدفتر معنی نخوانده ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹۸ای نسیم از چیست زلفش را پریشان کرده‌ای
  2. شمارهٔ ۹۹۹شکر گویم یا شکایت از تو ای شاه سیاه
  3. شمارهٔ ۱۰۰۰ای زلف پرشکن تو سراپا شکسته‌ای
  4. شمارهٔ ۱۰۰۱عید است و ساقی با قدح سرمست و خمار آمده
  5. شمارهٔ ۱۰۰۲مطرب مجلس کجاست چنگ و چغانه
  6. شمارهٔ ۱۰۰۳شبِ گذشته چو مه زد علم بر این خرگاه
  7. شمارهٔ ۱۰۰۴شبها که شمع من توئی هم خود شبان داج به
  8. شمارهٔ ۱۰۰۵بمسجد رخنه ای بگشای ای زاهد زمیخانه
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.