پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۲

مطرب مجلس کجاست چنگ و چغانه

راست کن از پرده حجاز ترانه

زلف بتان را زشانه تربیتی هست

چشم زند از مژه بزلف تو شانه

مهر منیرم نمود در دل شب ماه

ساغر می در کف حریف شبانه

گر توئی ای زلف سحر ساز رسن باز

چاه نه یوسف درافکنی بچانه

مقصد از ایجاد کاینات توئی تو

خلقت کون و مکان چه بود بهانه

غیر خدایت بجای هیچ نماند

گرد خودی گر برافکنی زمیانه

زآتش تنهائیم چو شمع عجب نیست

گر ززبان آتشم زده است زبانه

خلوت توحید را تو شاهد خاصی

ذات تو چون ذات کردگار یگانه

مهر تو آشفته راست مذهب تحقیق

غیر مدیح تو هر چه گفت فسانه

جسم خطاکار ما تو خاک نجف کن

تیر دعای مرا بزن به نشانه

از تو نیاید بغیر فضل و کرامت

از من خاکی بغیر جرم خطا نه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰۴شبها که شمع من توئی هم خود شبان داج به
  2. شمارهٔ ۱۰۰۵بمسجد رخنه ای بگشای ای زاهد زمیخانه
  3. شمارهٔ ۱۰۰۶ارغوان است که با غالیه آمیخته‌ای
  4. شمارهٔ ۱۰۰۷با سپاه مژه از قتل که باز آمده‌ای
  5. شمارهٔ ۱۰۰۸ای هجر تو چو کوه و دل مستمند کاه
  6. شمارهٔ ۱۰۰۹خصم با انبوه لشکر آمد و خیل سپاه
  7. شمارهٔ ۱۰۱۰آید از عشق کار شایسته
  8. شمارهٔ ۱۰۱۱گوی داند که به چوگان کسی افتاده
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.