پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹۹

شکر گویم یا شکایت از تو ای شاه سیاه

ما تو تابنده ماه من همان در خوابگاه

آه بر لیلا چه رفته تا نیاید در حشم

بسته راه او مگر مجنون زخیل اشک و آه

گر براه مصر بینی ساربانا چشمه ای

چشم یعقوب است مانده منتظر در عرض راه

دوزخی در سینه دارم بی تو جیحونی بچشم

اشک و آه و رنگ رخسارم بر این دعوی گواه

ای زلیخا تو بخواب ناز خفته با عزیز

ناز پرور یوسفت افتاده اندر قعر پاه

اشک بی روی تو گلگون دیده از حسرت سفبید

چهره از غم کهربائی جسم از هجر تو کاه

میکند شبگیر هر جا هست در عالم سفر

من بیک شبگیر بر گردون فرستم پیک آه

تا ببیندت مگر خواهند خون خویشتن

کشتگان تو بمحشر زین تظلم دادخواه

از سیاهی شب هجران ندارم چاره ای

هم مگر آشفته بر زلفش برم این شب پناه

کافتاب و ماه دارد زلف او در آستین

دادخواهان راست چون زنجیر عدل پادشاه

آن شهنشاه فلک ایوان علی شیر خدا

کِش بود عرش برین کم پایه‌ای از بارگاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰۱عید است و ساقی با قدح سرمست و خمار آمده
  2. شمارهٔ ۱۰۰۲مطرب مجلس کجاست چنگ و چغانه
  3. شمارهٔ ۱۰۰۳شبِ گذشته چو مه زد علم بر این خرگاه
  4. شمارهٔ ۱۰۰۴شبها که شمع من توئی هم خود شبان داج به
  5. شمارهٔ ۱۰۰۵بمسجد رخنه ای بگشای ای زاهد زمیخانه
  6. شمارهٔ ۱۰۰۶ارغوان است که با غالیه آمیخته‌ای
  7. شمارهٔ ۱۰۰۷با سپاه مژه از قتل که باز آمده‌ای
  8. شمارهٔ ۱۰۰۸ای هجر تو چو کوه و دل مستمند کاه
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.