پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷۹

سنبل باغ شانه زد گیسو

دی برون برد رخت و شد یکسو

جسته از خواب نرگس بیمار

با بنفشه نشسته هم زانو

زیر لب خندخند غنچه سحر

گفت بس رازهای تو بر تو

فاخته باخته دل و از شوق

بر سر سرو میزند کوکو

قطره زد بسکه ابر مینائی

گشت گلزار غیرت مینو

بسکه نافه فشاند ابر بهار

شد ختا نافه ختن آهو

بتماشای شاهدان چمن

سرو استاده است بر لب جو

عندلیب چمن چو صوفی مست

بر گل ناز میزند هوهو

لخلخه سا شده هوای چمن

بسکه برخاست باد عنبر بو

ساقیا خیز و در قدح افکن

آنچه در خم نهفته ای و سبو

دور نو کن زمی در این دوران

تا کنی زخمه های کهنه زنو

گلشن ما بود به دشت نجف

خیز تا رو کنیم در آن کو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸۱ماه دوهفته هفته‌ای از رخ نهفته‌ای
  2. شمارهٔ ۹۸۲به سومنات اگر ساختند بتکده‌ای
  3. شمارهٔ ۹۸۳ابرویت چیست مد بسم الله
  4. شمارهٔ ۹۸۴دوش در آمد از درم ماهی نه فرشته‌ای
  5. شمارهٔ ۹۸۵دوش خوردم از می وحدت سحر پیمانه‌ای
  6. شمارهٔ ۹۸۶چو ترک چشم تو خونخوار شد آهسته آهسته
  7. شمارهٔ ۹۸۷گفتم از سلسله زلف تو دارم گله‌ای
  8. شمارهٔ ۹۸۸حسنت نهاده دانه دامی عجب به راه
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.