پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷۲

دارد قرابتی دل من با دهان تو

دارد شباهتی تن من با میان تو

گویی که این دو بده یکی نقطه از ازل

یک نیمه شد دل من و نیمی دهان تو

و آندم که نقشبند قدر جسم من کشید

گوئی که چشم داشت بموی میان تو

وقتی کمر ببستی و گفتی حکایتی

ورنه خبر که داشت زسر نهان تو

با ابروی کمانکش تو قوتم نماند

رستم کجا کشیده بقوت کمان تو

عالم فروگرفته و بیرون زعالمی

ای بی نشان زکه جویم نشان تو

با آنکه کس زسر دهانت نشان نیافت

آیا که ساخت این سخنان از زبان تو

بی جان تو مباد جهان را بجسم و جان

زیرا که زنده اند جهانی بجان تو

طوبی و سرو و سد ره ندارند جلوه ای

در آن چمن که سر بکشد ارغوان تو

آشفته گر مسافر کعبه شدی منال

کردند خار راه حرم پرنیان تو

مقصود تو نه کعبه خانه خدای اوست

باشد حرم بسایه پیر مغان تو

از هول حشر ایمن و آسوده خوش بخواب

خاک نجف شد است چو دارالامان تو

ای دست حق مرا گنه از حد بدر بود

تو غیرت الله و منم اندر ضمان تو

تو یکه تاز عرصه حشر و من آن غبار

هر جا که میروی نگذارم عنان تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷۴دلا بگریزم از زاهد و یا خمار یا هر دو
  2. شمارهٔ ۹۷۵گر بختا و چین برد باد شمیم موی تو
  3. شمارهٔ ۹۷۶کشته دهقان درود در نگر این شیوه نو
  4. شمارهٔ ۹۷۷گرم رقیب براند بتا زمنزل تو
  5. شمارهٔ ۹۷۸جان کیست تا که سر بکشد از کمند تو
  6. شمارهٔ ۹۷۹سنبل باغ شانه زد گیسو
  7. شمارهٔ ۹۸۰ظاهرا پنهان گذشت از کوی تو
  8. شمارهٔ ۹۸۱ماه دوهفته هفته‌ای از رخ نهفته‌ای
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.