پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶۸

بیا که چون خم زلفت مشوشم بی تو

تو خوش به بزم رقیبان و ناخوشم بی تو

تو آتشی زده ای بر عذار از می غیر

چو زلف و خال نکویان در آتشم بی تو

اگر چه زهر مذابست بی تو مینوشم

و گرچه باده کوثر نمی چشم بی تو

ز بیم آنکه شود برق و آیدت ز قفا

گمان مدار که من آه بر کشم بی تو

بگفتمش که ز هجر تو من پریشانم

جواب داد که آشفته من خوشم بی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷۰باز بهم برآمده طره مشکبوی تو
  2. شمارهٔ ۹۷۱خیز ای صوفی سالوس وز میخانه برو
  3. شمارهٔ ۹۷۲دارد قرابتی دل من با دهان تو
  4. شمارهٔ ۹۷۳ای صید نگاه تو در چین و ختن آهو
  5. شمارهٔ ۹۷۴دلا بگریزم از زاهد و یا خمار یا هر دو
  6. شمارهٔ ۹۷۵گر بختا و چین برد باد شمیم موی تو
  7. شمارهٔ ۹۷۶کشته دهقان درود در نگر این شیوه نو
  8. شمارهٔ ۹۷۷گرم رقیب براند بتا زمنزل تو
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.