پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶۷

بنده پیر خراباتم و پیمانه او

که پناه فلک آمد در میخانه او

حاش لله که رود مستی عشقش از سر

هرکه نوشید چو ما باده ز پیمانه او

من به پای خم اگر خاک نشینم چه عجب

سجده‌گاه ملکوت آمده خمخانه او

سبحه زاهد و زنار مغان تاج ملوک

همه وقف است به خاک در میخانه او

چشم زهاد بود بر عمل و مستان را

گوش اندر ره الطاف کریمانه او

اگرت آرزوی نکته توحید بود

بشنو وقت سحر نعره مستانه او

شاهی کون و مکان را به گدایی بخشد

بلکه امکان بود از همت مردانه او

واجبش خواند گروهی و گروهی ممکن

عقل حیران شده آشفته در افسانه او

کیست آن بحر ولایت علی آن کاو ز شرف

یازده در ثمین آمده دردانه او

شاید آن گنج نهان جای به ویرانه کند

دل سودازدگان آمده ویرانه او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶۹این دل غمزده یکی وان لب لعل فام دو
  2. شمارهٔ ۹۷۰باز بهم برآمده طره مشکبوی تو
  3. شمارهٔ ۹۷۱خیز ای صوفی سالوس وز میخانه برو
  4. شمارهٔ ۹۷۲دارد قرابتی دل من با دهان تو
  5. شمارهٔ ۹۷۳ای صید نگاه تو در چین و ختن آهو
  6. شمارهٔ ۹۷۴دلا بگریزم از زاهد و یا خمار یا هر دو
  7. شمارهٔ ۹۷۵گر بختا و چین برد باد شمیم موی تو
  8. شمارهٔ ۹۷۶کشته دهقان درود در نگر این شیوه نو
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.