پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶۶

شور جنونم میکشد زنجیر کو زنجیر کو

بیچاره ام ای دوستان تدبیر کو تدبیر کو

از بهر قتل عاشقان بنمای تیغ ابروان

افکنده ام از جان سپر شمشیر کو شمشیر کو

نه هر شبی میسوخت نه پرده افلاک را

ای آه آتشبار من تأثیر کو تأثیر کو

غازی چو یکتن میکشد تکبیر از دل میکشد

تو صد هزاران کشته ای تکبیر کو تکبیر کو

گفتی بکفر زلف من اسلام خود را کن بدل

زنار بستم بر میان تکفیر کو تکفیر کو

تا بلکه نخجیرم کند زلفت فکنده دامها

تا در کمندت اوفتد نخجیر کو نخجیر کو

من می شنیدم کز وفا تعمیر دلها میکنی

بهر دل ویران من تعمیر کو تعمیر کو

در خواب زلف آنصم در دست بودی تا سحر

آشفته خواب دوش را تعبیر کو تعبیر کو

خواهم زمدح مرتضی گویم حدیثی جان فزا

من الکنم در این نوا تقریر کو تقریر کو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶۸بیا که چون خم زلفت مشوشم بی تو
  2. شمارهٔ ۹۶۹این دل غمزده یکی وان لب لعل فام دو
  3. شمارهٔ ۹۷۰باز بهم برآمده طره مشکبوی تو
  4. شمارهٔ ۹۷۱خیز ای صوفی سالوس وز میخانه برو
  5. شمارهٔ ۹۷۲دارد قرابتی دل من با دهان تو
  6. شمارهٔ ۹۷۳ای صید نگاه تو در چین و ختن آهو
  7. شمارهٔ ۹۷۴دلا بگریزم از زاهد و یا خمار یا هر دو
  8. شمارهٔ ۹۷۵گر بختا و چین برد باد شمیم موی تو
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.