پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶۵

عاشق گریختن نتواند ز بند او

گر شش جهت اسیر بود در کمند او

عاقل اگر چه پند حکیمانه می‌دهد

عاشق چگونه گوش گذارد به پند او

ای عشق از کدام درختست میوه‌ات

کز وهم برتر است نهال بلند او

آمد به شکل نعل سبک خنک او هلال

بر آسمان گذشته همانا سمند او

مرهم به داغ دل چه نهی ای طبیب شهر

درمان ز کس طلب نکند مستمند او

از ملک عشق عقل نیارد گریختن

گرد جهان حصار شود شهربند او

طوطی حدیث آن لب شیرین چو بشنود

تنگ شکر نثار کند پیش قند او

مردم نهند مرهم بر ریش اندرون

ساید نمک به داغ درون دردمند او

آشفته سرّ عشق نداند به جز خدای

بیجا حکیم دم مزن از چون و چند او

عشق است مرتضی دو جهان جلوه‌گاه وی

امکان بود تمام اسیر کمند او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶۷بنده پیر خراباتم و پیمانه او
  2. شمارهٔ ۹۶۸بیا که چون خم زلفت مشوشم بی تو
  3. شمارهٔ ۹۶۹این دل غمزده یکی وان لب لعل فام دو
  4. شمارهٔ ۹۷۰باز بهم برآمده طره مشکبوی تو
  5. شمارهٔ ۹۷۱خیز ای صوفی سالوس وز میخانه برو
  6. شمارهٔ ۹۷۲دارد قرابتی دل من با دهان تو
  7. شمارهٔ ۹۷۳ای صید نگاه تو در چین و ختن آهو
  8. شمارهٔ ۹۷۴دلا بگریزم از زاهد و یا خمار یا هر دو
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.