پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶۳

آنچه به بغداد کرد تیغ هلاکو

کرد به ملک دل آن بلارک ابرو

ترک تو چنگیز را کشید به یاسا

کافر حربی برد به چشم تو یرغو

جادوی بابل به سحر چشم تو مفتون

فتنه به روی تو آن دو نرگس جادو

عطر برد خسرو از دو سنبل شیرین

مشک ختن از خطا برند به مشکو

دف صفتش سینه‌ام هدف شود از شوق

گر زندم تیری آن کمانچهٔ ابرو

چشم فسون‌ساز تو ز زلف رسن باز

قرص قمر می‌کشد به چنبر گیسو

غیر دو آهوی مست شیر شکارت

شیر شکاری کسی ندیده ز آهو

رزم پشن را مخوان و قصهٔ قارن

حسن تو چین و ختن گرفته به نیرو

بادهٔ مینا و باغ و ساقی مهوش

لذت حورم ببرد و حسرت مینو

کوی مغانت امان دهد ز حوادث

رخت ز مسجد ببرد لاسوی آن کو

دم مزن آشفته خون دل خور و خامش

راه به کویش نبرده کس به هیاهو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶۵عاشق گریختن نتواند ز بند او
  2. شمارهٔ ۹۶۶شور جنونم میکشد زنجیر کو زنجیر کو
  3. شمارهٔ ۹۶۷بنده پیر خراباتم و پیمانه او
  4. شمارهٔ ۹۶۸بیا که چون خم زلفت مشوشم بی تو
  5. شمارهٔ ۹۶۹این دل غمزده یکی وان لب لعل فام دو
  6. شمارهٔ ۹۷۰باز بهم برآمده طره مشکبوی تو
  7. شمارهٔ ۹۷۱خیز ای صوفی سالوس وز میخانه برو
  8. شمارهٔ ۹۷۲دارد قرابتی دل من با دهان تو
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.