پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

۱,۲۵۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۹۰۱ ابریست کاو ندارد آثار فیض باران
  2. شمارهٔ ۹۰۲ من نتوانم ز دوست دیده فرو دوختن
  3. شمارهٔ ۹۰۳ بخرند ناز معشوق به جان نیازمندان
  4. شمارهٔ ۹۰۴ زین بادیه چون رفت مه نوسفر من
  5. شمارهٔ ۹۰۵ مرا ز عشق بسی منت است بر گردن
  6. شمارهٔ ۹۰۶ ای سراپا فتنه وی فتنه بر روی تو من
  7. شمارهٔ ۹۰۷ گر بظاهر برکنی تو کسوت فقرم زتن
  8. شمارهٔ ۹۰۸ دلا مسافرت از این دیار ویران کن
  9. شمارهٔ ۹۰۹ ای حرف سر زلف تو سودای حریفان
  10. شمارهٔ ۹۱۰ حدیث عشق از مستان شنو ای دل نه هوشیاران
  11. شمارهٔ ۹۱۱ خبر زمصر که دارد بشیر کیست عزیزان
  12. شمارهٔ ۹۱۲ تا چند چو گوئی تو بچوگان نکویان
  13. شمارهٔ ۹۱۳ دور از او چشم بد بزم وصالست این
  14. شمارهٔ ۹۱۴ گشوده اند در خانه باز خماران
  15. شمارهٔ ۹۱۵ دلا به راه سحرگاه شمع روشن کن
  16. شمارهٔ ۹۱۶ همایون است امشب بخت و دولت شد قرین من
  17. شمارهٔ ۹۱۷ پا بر سر خم نهاده مستان
  18. شمارهٔ ۹۱۸ نیش غم تو نوش جان حنظل عشق قند من
  19. شمارهٔ ۹۱۹ ساقیا من که خرابم ز نو آبادم کن
  20. شمارهٔ ۹۲۰ رفته بباغ و و بوستان دسته بدسته دوستان
  21. شمارهٔ ۹۲۱ پیران ز چاره عاجز در کار این جوانان
  22. شمارهٔ ۹۲۲ فخرت ای جم بجز از جام چه خواهد بودن
  23. شمارهٔ ۹۲۳ خیز یک ساغر شراب بزن
  24. شمارهٔ ۹۲۴ شبها ببزم غیر توئی شمع انجمن
  25. شمارهٔ ۹۲۵ گوش بر افسانه اغیار سنگین‌دل مکن
  26. شمارهٔ ۹۲۶ دری بود نصیحت جانا به گوش کن
  27. شمارهٔ ۹۲۷ ای خسروانِ صورت رحمی به این گدایان
  28. شمارهٔ ۹۲۸ به آن امید که مطلب بر او شود روشن
  29. شمارهٔ ۹۲۹ ساقی شراب مجلسیان در پیاله کن
  30. شمارهٔ ۹۳۰ شاهی طلبی خود بدر عشق گدا کن
  31. شمارهٔ ۹۳۱ برق زند به باغ ما ابر به کشت دیگران
  32. شمارهٔ ۹۳۲ نه همین مهر تو آمیخت به آب و گل من
  33. شمارهٔ ۹۳۳ شبی زشمع رخت بزم ما منور کن
  34. شمارهٔ ۹۳۴ کله بست از مشک تر صبح همایون فال من
  35. شمارهٔ ۹۳۵ عید است نگارینا سرپنجه نگارین کن
  36. شمارهٔ ۹۳۶ بلبل خوش نوا بکش نغمه زصوت خار کن
  37. شمارهٔ ۹۳۷ ساقی بجان جم میم اندر پیاله کن
  38. شمارهٔ ۹۳۸ نوروز عجم آمده و عید همایون
  39. شمارهٔ ۹۳۹ ای دل سمندر ناشده بر آتش روشن مزن
  40. شمارهٔ ۹۴۰ در شب تاریک هجران جز می روشن مزن
  41. شمارهٔ ۹۴۱ ماند به زیر بار ناز این دل نو نیاز من
  42. شمارهٔ ۹۴۲ مدد ای عشق که از عقل در آزارم من
  43. شمارهٔ ۹۴۳ رحمی ای عشق خدا را تو بحیرانی من
  44. شمارهٔ ۹۴۴ مهی تابیده از مشکوی مشکین
  45. شمارهٔ ۹۴۵ تا کی ای پیر مغان میکده را در بستن
  46. شمارهٔ ۹۴۶ مرحبا ای سحاب درافشان
  47. شمارهٔ ۹۴۷ تا چند حدیث از جم روجام دمادم زن
  48. شمارهٔ ۹۴۸ ماه ذیعقده است ای ساقی قعود از جنگ کن
  49. شمارهٔ ۹۴۹ ساقیا مخوری از می خیز و جامی نوش کن
  50. شمارهٔ ۹۵۰ مطرب از راستی نوا سر کن
  51. شمارهٔ ۹۵۱ رحمی ای عشق بیا بر سر سودائی من
  52. شمارهٔ ۹۵۲ افتاده سرشکم زپی نرگس جادو
  53. شمارهٔ ۹۵۳ دریغ از گردش دوران و دور بی‌ثبات او
  54. شمارهٔ ۹۵۴ ما دردمند عشقیم عطار که دوا کو
  55. شمارهٔ ۹۵۵ تا که بکام مدعی شد لب جانفزای تو
  56. شمارهٔ ۹۵۶ ای نوسفر که سوختم اندر هوای تو
  57. شمارهٔ ۹۵۷ تا نکنم به پیش کس شکوه ز تند خوی او
  58. شمارهٔ ۹۵۸ گرنه زشکر و نمک آمیخت کام تو
  59. شمارهٔ ۹۵۹ کمانی سخت تر نبود زابرو
  60. شمارهٔ ۹۶۰ ای یار سفر کرده نیاید خبر از تو

متن اشعار به نقل از گنجور.