پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳۲

نه همین مهر تو آمیخت به آب و گل من

که مخمر شده ز آغاز ز مهرت دل من

دل من مشکل من بود همانا به جهان

تا نشد خون دل من حل نشد این مشکل من

تو بدل اندری و دل همه جا در پی تست

چند غفلت کند از خویش دل غافل من

بهر دستان تو آریم بهر دستان چون

ناخن از خون کسان رنگ مکن قاتل من

دوش عشق تو ندا داد بآواز بلند

منم آن دجله که شد بهر فنا ساحل من

تخمها کشته حریفان و درودند بکام

تخم ناکشته خدا را چه بود حاصل من

ندهم دامنت از دست من ای دست خدا

گر تو گوئی برو آشفته نه ای قابل من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳۴کله بست از مشک تر صبح همایون فال من
  2. شمارهٔ ۹۳۵عید است نگارینا سرپنجه نگارین کن
  3. شمارهٔ ۹۳۶بلبل خوش نوا بکش نغمه زصوت خار کن
  4. شمارهٔ ۹۳۷ساقی بجان جم میم اندر پیاله کن
  5. شمارهٔ ۹۳۸نوروز عجم آمده و عید همایون
  6. شمارهٔ ۹۳۹ای دل سمندر ناشده بر آتش روشن مزن
  7. شمارهٔ ۹۴۰در شب تاریک هجران جز می روشن مزن
  8. شمارهٔ ۹۴۱ماند به زیر بار ناز این دل نو نیاز من
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.