پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳۴

کله بست از مشک تر صبح همایون فال من

مهر دارد در گریبان حبذا اقبال من

کوکب مسعود ارم کاخترم در روز تافت

عید نوروز است گوئی روز و ماه و سال من

چند درهم بشکنی پیوسته آنزلف بخم

آخر ای باد صبا رحمی بکن بر حال من

راست بودم بر صراط مستقیم اسلامیان

کفر زلف هندویی شد مایه اضلال من

ناله زیر و بم بربط فرامش میکند

بشنود گر ناله مطرب از این چون نال من

گردو روزی ناله کردم یا که رفتم در حرم

بگذرای پیر مغان از زشتی اعمال من

حالت آشفته از زلفین خود با شانه پرس

تا بگوش تو بگوید مو بمو احوال من

نام تو آمد زدم چون از کتاب عشق فال

یا علی فرخنده آمد تا به آخر فال من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳۶بلبل خوش نوا بکش نغمه زصوت خار کن
  2. شمارهٔ ۹۳۷ساقی بجان جم میم اندر پیاله کن
  3. شمارهٔ ۹۳۸نوروز عجم آمده و عید همایون
  4. شمارهٔ ۹۳۹ای دل سمندر ناشده بر آتش روشن مزن
  5. شمارهٔ ۹۴۰در شب تاریک هجران جز می روشن مزن
  6. شمارهٔ ۹۴۱ماند به زیر بار ناز این دل نو نیاز من
  7. شمارهٔ ۹۴۲مدد ای عشق که از عقل در آزارم من
  8. شمارهٔ ۹۴۳رحمی ای عشق خدا را تو بحیرانی من
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.