پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳۸

نوروز عجم آمده و عید همایون

نوروز عرب ساز کن از پرده قانون

شاید بنوائی برسانی دل عشاق

گر راست زنی رنگ بآهنگ همایون

گلبانگ عراقی برد از راه حجازم

از مویه حصاری شده ام با دل محزون

رخساره ضریری کند افیون و حشیشت

ای ساقی گلچهره بده باد گلگون

هر چند زنم آتشم آن آب شررخیز

درده که بود جان و دل از آب تو ممنون

زآن آتش جواله سیاه بیاور

تا سوزیم و آریم از دایره بیرون

آن باده که سوزنده تر از آتش طور است

دلدار کند عرضه در او طلعت میمون

زآن می که سلامت بردت تا کوی سلمی

زآن می که کشد لیلی از حی سوی مجنون

آشفته کشد زآن می سرمست بگوید

مدح علی عالی آن مظهر بیچون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴۰در شب تاریک هجران جز می روشن مزن
  2. شمارهٔ ۹۴۱ماند به زیر بار ناز این دل نو نیاز من
  3. شمارهٔ ۹۴۲مدد ای عشق که از عقل در آزارم من
  4. شمارهٔ ۹۴۳رحمی ای عشق خدا را تو بحیرانی من
  5. شمارهٔ ۹۴۴مهی تابیده از مشکوی مشکین
  6. شمارهٔ ۹۴۵تا کی ای پیر مغان میکده را در بستن
  7. شمارهٔ ۹۴۶مرحبا ای سحاب درافشان
  8. شمارهٔ ۹۴۷تا چند حدیث از جم روجام دمادم زن
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.