پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳۹

ای دل سمندر ناشده بر آتش روشن مزن

طلقی چو اهل شعبده‌ای مدعی بر تن مزن

این شر زسرت شد عیان خود بر شرابش بسته

ای باده خوار دل سیه لاف از می روشن مزن

روشن مکن بزم رقیب ایشمع بزم عاشقان

پروانه دیگر مسوز آتش بجان من مزن

زآن آتشین عارض مگو بر بند لب از گفتگو

من آتشتی دارم نهان بر آتشم دامن مزن

ای سالک راه هدی مطلب مجو جز از خدا

تا دوست داری دست رس هرگز در دشمن مزن

نه تیر آه خستگان دارد گذر از آسمان

ایمدعی روهان هان تو لاف از جوشن مزن

موران دشت عشق را از حشمت جم باک نه

در بارگاه کبریا گو دم زما و من مزن

نام علی بر بر زبان تا خصم تو آید بجان

جز اسم اعظم ناوکی بر جان اهریمن مزن

آتش فشانی از دهن تا کی چو شمع انجمن

آشفته آتش بیش از این بر جان مرد و زن مزن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴۱ماند به زیر بار ناز این دل نو نیاز من
  2. شمارهٔ ۹۴۲مدد ای عشق که از عقل در آزارم من
  3. شمارهٔ ۹۴۳رحمی ای عشق خدا را تو بحیرانی من
  4. شمارهٔ ۹۴۴مهی تابیده از مشکوی مشکین
  5. شمارهٔ ۹۴۵تا کی ای پیر مغان میکده را در بستن
  6. شمارهٔ ۹۴۶مرحبا ای سحاب درافشان
  7. شمارهٔ ۹۴۷تا چند حدیث از جم روجام دمادم زن
  8. شمارهٔ ۹۴۸ماه ذیعقده است ای ساقی قعود از جنگ کن
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.