پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴۴

مهی تابیده از مشکوی مشکین

که شکر خنده اش را بند شیرین

دو صد چین نافه دارد هر غزالش

اگر چین را بود آهوی مشکین

دلش از سنگ و سر پنجه زفولاد

حریر اندام دارد سینه سیمین

نگارینا نخواهد خون بها کس

برآور زآستین دست نگارین

عیان عکس رخت زآئینه دل

چو عکس باده از جام بلورین

گل انداما بغیری تا هم آغوش

مرا از خارو خارا گشته بالین

مرا نیش است بی تو نوش دارو

ولی با توست نیشم راح نوشین

شراب کهنه و یار نوات باد

زسر پروای جانبازان دیرین

مه و پروین گواه اشک و آهم

که هر شب بگذرد از ماه و پروین

بنه گر مرد راهی دین و دل را

عروس عشق را این است کابین

مکانت لامکان دادند ای عشق

که در امکان نمیگنجی زتمکین

تو سراللهی و آئینه حق

نمی بیند کست جز چشم حق بین

منم مجنون لیلای ولایت

نه فرهادم که بازم جان شیرین

غریب افتاده آشفته بکویت

ترحم کن که درویش است و مسکین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴۶مرحبا ای سحاب درافشان
  2. شمارهٔ ۹۴۷تا چند حدیث از جم روجام دمادم زن
  3. شمارهٔ ۹۴۸ماه ذیعقده است ای ساقی قعود از جنگ کن
  4. شمارهٔ ۹۴۹ساقیا مخوری از می خیز و جامی نوش کن
  5. شمارهٔ ۹۵۰مطرب از راستی نوا سر کن
  6. شمارهٔ ۹۵۱رحمی ای عشق بیا بر سر سودائی من
  7. شمارهٔ ۹۵۲افتاده سرشکم زپی نرگس جادو
  8. شمارهٔ ۹۵۳دریغ از گردش دوران و دور بی‌ثبات او
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.